دندون در آوردن رونیکا جونممممممم
رونیکای عزیزم سلام قشنگم شب عروسیه عمو حمید؛ وقتی رفتیم دم خونه خاله جون؛ شما خیلی گرسنه بودی ؛ سوپتو داغ کردم داشتی می خوردی تو ماشین ؛ یهو دیدم قاشق که می خوره به لثه ات صدای جیرینگ میده خیلی خوشحال شدم عزیزم؛ منو بابایی ات کلی ذوق کردیم فرداش یعنی جمعه 4 بهمن ؛ نگاه کردم دیدم بلهههههههههههه؛ یه مروارید خیلی کوچولو از لثه ات زده بیرون ، عزیزم انشالله یه جشن دندونی خوب برات بگیر...
نویسنده :
shiva
3:56









